تبليغاتX
کنگره 60 یک مرکز علمی و تحقیقاتی در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است و به منظور ارائه طریق به مصرف کنندگان مواد مخدر و خانواده های آنان ، که همواره به دنبال رهائی از اعتیاد بوده اند و راه حل منطقی پیدا نکرده اند برای رسیدن به درمان و رهایی از اعتیاد تشکیل شده است
از فرش تا عرش

از فرش تا عرش

من آب می آورم تو آنقدر بنوش که سیرآب شوی اما نه زیر آب ...

انتخاب سه نفر از بازیکنان تیم راگبی کنگره 60 در تیم منتخب تهران برای شرکت در مسابقات قهرمانی کشور

انتخاب سه نفر از بازیکنان تیم راگبی کنگره 60 در تیم منتخب تهران برای شرکت در مسابقات قهرمانی کشور







مسابقات راگبی 15 نفره قهرمانی کشور

این مسابقات در اهواز انجام می شود و سه نفر از بازیکنان تیم کنگره 60 در تیم منتخب تهران انتخاب شده اند و امروز 26/1/1391 آقایان عباس رسول زاده و علی صادقی و بهادر محمدی برای اعزام به این مسابقات به دیدار آقای مهندس دژاکام آمدند و با ایشان دیدار کردند.

بازیکنان اتنخابی تیم راگبی کنگره 60 در تیم منتخب تهران برای شرکت در مسابقات قهرمانی کشور

تیم منتخب تهران در گروه دوم این مسابقات قرار دارد و بازی های این گروه از 28/1/1391 تا 1/2/1391 برگزار می شود.


عباس رسول زاده یکی از بازیکنان انتخابی تیم منتخب تهران گفت:


باعث افتخار ماست که به عنوان بازیکن تیم راگبی کنگره 60 برای این مسابقات انتخاب شدیم و امیدواریم تا در مسابقات آینده شاهد حضور و انتخاب بازیکنان بیشتری از تیم راگبی کنگره 60 باشیم.


به امید موفقیت بازیکنان انتخابی تیم راگبی کنگره 60 و تیم منتخب تهران در مسابقات قهرمانی کشور

تهیه گزارش و عکس: امیر بهی


 جمعیت احیای انسانی  کنگره 60

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 10:34 AM  توسط کامران  | 

وجود مشکلات

وجود مشکلات







گاهی ما فکر می کنیم که باید همه چیز بر وفق مراد ما باشد، یعنی هیچ گونه مشکلی نباشد و در زندگی ما هیچ دشواری پیش نیاید، اگر مشکلی هست باید برای سایر انسانها باشد


روز چهارشنبه مورخ 16/1/1391 هفدهمین جلسه از دوره چهل و دوم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 به نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری آقا همایون با دستور جلسه "وجود مشکلات" رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

 

جلسه جهانبینی - کنگره 60 - نمایندگی آکادمی 16/1/1391

سخنان استاد :
آقای مهندس دژاکام در ابتدا مطالبی را بعنوان مقدمه عنوان کردند با این مضمون؛ که به طور کلی یک سری از ما تصور می کنیم خداوند به همه ما تعهد سپرده که همه چیز بر وفق مراد ما باشد، یعنی هیچ گونه مشکلی نباشد و در زندگی ما هیچ دشواری پیش نیاید، اگر مرگی هست باید برای همسایه باشد، اگر مشکلی هست برای سایر انسانها باشد، اگر بیماری هست (هرچند کوچک) برای دیگران باشد، اگر فقر است برای دیگران و در زندگی ما هیچ مشکلی نباید پیش بیاید و اگر مشکلی در زندگی ما پیش بیاید، داد و فغان راه می اندازیم که چرا من؟!


در سطح زندگی، چه برای انسانها، چه برای حیوانها و چه برای گیاهان و جمادات اصلا" چنین تعهدی داده نشده که همه در صلح و آرامش باشند و هیچ معضل و مشکلی وجود نداشته باشد، حتی اگر سنگهای سخت کوهها را در نظر بگیرید، باد و باران باعث فرسایش آنها می شوند، بارندگی در شکاف سنگها می ریزد و تبدیل به یخ می شوند، سنگها می ترکند و کوهها از بین می روند، دریاها همینطور، حیوانات و همچنین گیاهان.


گاهی نیز تصور ما بر این است که باید همه انسانها خوب باشند و اگر شخصی دروغ بگوید و یا حرکت اشتباهی بکند، انگار فاجعه رخ داده است و همین مسئله باعث رنج و عذاب ما می شود، زیرا ما از هستی و زندگی، تصور و برداشت دیگری داریم و در عمل طور دیگری می شود و چون آن برداشت و پندار ما از زندگی درست نبوده، با کوچکترین ناکامی، خیال می کنیم که همه چیز بر علیه ماست و درست نیست و مورد ظلم و ستم واقع شده ایم.


...

 جمعیت احیای انسانی  کنگره 60


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 7:52 AM  توسط کامران  | 

سلامت ذهن

سلامت ذهن







سیزدهمین جلسه از دوره چهل و سوم سری کارگاه های آموزش جهان بینی کنگره 60 روز چهارشنبه مورخ 24/12/1390 به نگهبانی و استادی آقای امین دژاکام و دبیری آقای همایون با دستور جلسه سلامت ذهن بخش دوم آغاز به کار نمود.

 


مطالبی که در جلسات گذشته بیان شد راجع به محبت بود و مسائلی از قبیل مالکیت و توقع، اشکال کار کجاست؟ خیلی از افراد برای آزادی و خیلی از مسائل قیام کردند یا حرکات خشن را در طول تاریخ انجام دادند و می خواستند دگرگونی به وجود آورند چون شرایط به شکلی بود که آنها نمی توانستند در آن زمان و مقطع به خواسته های خود برسند یا فضایی که در آن زندگی می کردند طوری بود که نمی گذاشت به خواسته های خود برسند به همین دلیل در آنها انرژی زیادی ذخیره شده و کسانی که هم عقیده بودند آمده و شرایط را دگرگون کردند، در اکثر قسمت ها طوفانی به وجود آمده و شرایط از چیزی که بوده به مراتب بدتر شده است اما در وادی چهاردهم اشاره شده که کاراضداد تخریب است و آنها در کار خود وارد هستند که تکانه ای را به شخص وارد کنند.


من مقطع کوتاهی در زاهدان درس خواندم گاهی اوقات تکانه ای کوچک باعث می شد چندین نفر کشته شوند، مثلا شخصی بچه ای را میزد، از آن طایفه برای دفاع از بچه خود می آمدند و بعد از طایفه مقابل شخصی کشته می شد، نوبت به طایفه آسیب دیده می رسید که می آمدند تا تلافی کنند، این واکنش زنجیره ای ادامه پیدا می کرد و ممکن بود چند سال به طول بیانجامد و بالاخره بزرگان طایفه واسطه می شدند و دو قبیله را با هم آشتی می دادند در صورتی که اصل قضیه چیز کوچکی بود.


به چنین اتفاقاتی پدیده بهمنی می گویند، یعنی یک گلوله کوچک راه می افتد و کم کم بزرگ می شود و تبدیل به بهمنی عظیم می شود که کسی نمی تواند جلو آن را بگیرد، اما این تکانه و ضربه ای را که وارد می شود تخصص در نیروهای تخریبی بازدارنده است که دقیقا به کجا و به چه صورتی بزنند و انسان ناآگاه به همین صورت عمل می کند و بلافاصله عکس العمل نشان می دهند، آنها می دانند که پاسخ سوال چیست تا اینکه به نقطه ای برسند که آگاهی و بیداری یا دانایی است و جواب را به گونه ای دیگر می دهد یعنی کنترل حس به عنوان پایه ای ترین قسمت کار مطرح است و در کل انسانی که می خواهد پالایش و تزکیه انجام دهد بدون کنترل و شناخت حس کاری نمی تواند انجام دهد و این کاری نیست که در کتاب ها گفته شده باشد، کتاب ها زمانی به کار می آیند که انسان در درون موضوع قرار گرفته باشد مثلا درون خشم قرار گرفته باشد، شما حس انتقام را باید با تمام وجود تجربه کنید یعنی صبح که بیدار می شوید فکر کشتن شخصی باشید و شب که می خواهید بخوابید این فکر مانند پروانه دور سرتان بچرخد که چگونه او را بدبخت کنید و این فکر چندین ماه طول می کشد و دنبال راه حلی می گردید برای انتقام تا در این حین اتفاقاتی بیفتد و آدم از آن حس انتقام خارج شود که چندین ماه و چندین سال طول می کشد و کتاب ها و آموزش ها و تعالیم اینجا کاربرد پیدا می کند، جایی که ما درون آن حس قرار گرفته ایم مانند یک شناگر، آموزش های شنا برای کسی مصداق پیدا می کند که وسط آب یا درون استخر است اما آموزش ها برای کسی که در خیابان است بی مفهوم است فقط ممکن است اطلاعات عمومی او راجع به موضوعاتی بالا برود پس آموزش ها و تعالیم جهانبینی برای انسان های مبتلا کاربرد دارد و اگر می بینید موضوعاتی را با اشتیاق برای افرادی تعریف می کنید و آنها بی تفاوت هستند و عکس العملی نشان نمی دهند نباید تعجب کنید، این تقصیر هیچ یک از شما نیست شما درون آب هستید و او درون آب نیست به همین دلیل است که شما دست و پا می زنید و جلو می روید و دست و پا زدن برای آنها معنی ندارد، خیلی اوقات انسان می خواهد چیزهایی که آموخته است به دیگران بیاموزد مثلا به زور به اطرافیان جهانبینی یاد بدهد که خیلی اوقات این کار بی اثر است تا اینکه بگردد و پیدا کند.

در کنگره آمدن نیز همینگونه است، خیلی افراد را می بینید که در حال مصرف مواد مخدر هستند و به خود آسیب می زنند اما پیام آمدن به کنگره برای او مفهومی ندارد و باید زمان خاص فرا برسد تا به کنگره بیایند، خیلی افراد آمدند تا دنیا را عوض کنند اما دنیا را بدتر کردند، کسانی که آمدند تا انقلاب روسیه را تغییر دهند واقعا قصدشان تغییر بود که حکومت استبدادی را کنار بگذارند و حکومت عادلانه را جایگزین آن کنند اما نتیجه این شد، حکومتی به وجود آمد که صدها بار بدتر از حکومت قبلی بود، اگر در حکومت قبل در ماه 10 نفر را می کشتند در حکومت جدید 100 نفر را می کشتند، علت این بود که کسانی آمدند تا شرایط را دگرگون کنند که از شناخت خود عاجز بودند یعنی از پیدا کردن اشکال درون خود عاجز بودند و می خواستند بیرون را تغییر دهند و توانستند، قدرت به دست آنها افتاد و با قدرت و زور توانستند کارهایی انجام دهند.


موضوعی که بسیار مهم است و راجع به آن صحبت می کنیم قدرت است، قدرت می تواند در هر چیزی باشد ثروت، قدرت فیزیکی، صدای خوب، تخصص، جایگاه و هر چیز دیگر، قدرت به شکل تاریک و مثبت است، مطلبی که وجود دارد این است که مالکیت از جنس قدرت است البته قدرت تاریک، قدرت تاریک فقط توان انجام دادن و انجام ندادن کار است، چیزی که توان انجام دادن کار است می شود مالکیت محض، وقتی که می خواهید کاری انجام دهید و فقط انجام کار برایتان مهم است، این شکل تاریک قدرت است ولی قدرت در حالت تعادل قدرت انجام ندادن هم به وجود می آورد، یعنی ممکن است شما پادشاهی باشید و اختیارات زیادی داشته باشید اما تحت هیچ شرایطی حاضر نیستید به بی گناهی آسیب بزنید در صورتی که می توانید، اما این کار را انجام نمی دهید. در جایی که این دو در کنار هم قرار بگیرند شکل متعادل قدرت نمایانگر می شود، چنین چیزی لازم است به وجود آید، یعنی قدرتی که توان انجام دادن و توان انجام ندادن را دارد مانند سکه ای است که دو رو دارد و دارای اعتبار است و قدرت الهی است، قدرتی که در آن فقط مالکیت مطرح است تخریب و نابودی را به وجود می آورد.


در قدیم سوالی مطرح می کردند که آیا خداوند می تواند سنگی درست کند که نتواند آن را از زمین بلند کند؟ اگر پاسخ داده می شد بله، می گفتند پس قسمت دوم سوال که گفته می شود نمی تواند، چه می شود پس خداوند ناتوان است.

البته این سوال توسط کسانی مطرح شده بود که در آن زمان به آنها کمونیسم می گفتند و این سوالی بود که برای مسلمانان ساخته بودند و خود به خداوند اعتقاد نداشتند، اگر می گفتند که خداوند نمی تواند سنگی درست کند که نتواند بلند کند آنها می گفتند که خدای شما نمی تواند و ناتوان است پس تناقض وجود دارد. اما این سوال واقعا پاسخ دارد، سوال آنها بر اساس قدرت تعریف شده بود و می گفتند که خداوند شما قدرت مطلق است و قدرت یعنی چیزی که همه کار می تواند بکند چون قدرت را اینگونه تعریف می کنیم یعنی توان انجام کار، اما این تعریف ناقص است قدرت یعنی توان انجام کار و توان انجام ندادن کار. بنابراین جواب سوال این می شد نمی تواند درست کند سنگی که نتواند آن را بلند کند و این نتوانستن به معنی رد قدرت نیست چون قدرت متعادل و الهی هر دو را در دل خود دارد، قدرت مطلق خیلی کارها را نمی تواند انجام دهد، قدرت مطلق نمی تواند انسانی را بی دلیل مجازات کند، این نتوانستن عین قدرت است و مطلب اینگونه کامل می شود. اگر قدرت بر اساس توان انجام کار بود هر پاسخی که داده می شد قضیه زیر سوال می رفت و منتفی بود.


پادشاهی بود که بسیار قدرت داشت و دم گاو را می گرفت و می چرخاند، او گفته بود شخصی را بیاورید که بیاید و با من روبرو شود. فردی را می آورند با وزن کم و می گویند این شخص قوی ترین فرد اینجاست، فرد لاغر می گوید من نمی توانم حتی مورچه ای را بکشم، قدرتی که به آن دست پیدا کرده بود و خیلی کارها می توانست با آن انجام دهد به گونه ای بود که درون خودش دانایی و آگاهی به وجود آورده بود، آزادی به معنای انجام دادن هر کاری نیست و همینطور قدرت به معنی انجام دادن هر کاری نیست، اگر افراد تعاریف را درست برداشت کند خیلی کارها نمی کند، خیلی اوقات فرد می خواهد خود را ثابت نماید و خیلی اوقات اعتماد به نفس را در هر کاری در خود می بیند، من همینگونه بودم و وقتی نمی توانستم کاری را انجام دهم فکر می کردم آدم ناتوانی هستم و پیش خود دچار مشکل می شدم، فکر می کردم در هر بحثی باید برنده شوم و جواب هر سوالی را باید بدهم، بعدها فهمیدم که نباید در هر بحثی شرکت کنم و جواب هر شخصی را بدهم و اصلا نباید خیلی کارها را انجام دهم، اگر بخواهم قدرت را توان انجام کار تعریف کنم در بسیاری مسائل کم می آورم مثلا در مسابقه سوسک خوری، اینکه کسی که فلان مقدار سوسک بخورد قدرت بالایی دارد.


تعاریف بسیار مهم می باشد و اینکه ما معانی درست کلمات پایه ای را بدانیم، پیدا کردن اشکالات هم بسیار مهم می باشد چون اگر کسی بتواند به این باور برسد که تمام مشکلات از خودش است، قدرتش چند برابر می شود.

همه انسان ها از توانایی ها و استعداد هایی بهره مند هستند اما موضوع تمرکز مطرح است، شما با یک عدسی خوب می توانید از آفتاب قطب شمال که نهایت گرمای آن به 5- درجه سانتی گراد می رسد، می توانید 5000 درجه گرما به وجود آورید ولی اگر این کار را نکنید با یک سایه بان می توانید از آفتاب 80 درجه صحرای استوا دمای 10 درجه را به وجود آورید، اساس کار تمرکز است این که انسان بتواند نیروی خود را روی یک نقطه یا نقاط خاصی متمرکز نماید می تواند چنان حرارتی به وجود آورد که هر فلزی را ذوب کند حتی الماس، صورت اصلی مسئله این است: زمانی که انسان دنبال اشکالات و معایب می گردد و با انسان ها و جامعه مشکل دارد، هر کدام از این موضوعات یا اشخاص مقداری از نیرو را می گیرند، وقتی دو تا باشند یعنی نیروی شما بر دو تقسیم می شود و به تعداد تقسیم می شود، به این صورت نیروی شما پایین می آید و نمی توانید کارهایی که می خواهید را در زندگی انجام دهید و شدیدا قفل می کنید و تصور می کنید که از ناتوانی خودتان است یا از اینکه استعدادی ندارید و بی استعداد هستید.


مدتی پیش دو نفر که ظاهرا یکدیگر را خیلی دوست داشتند نزد من آمدند، بعد از صحبت آنها فهمیدم قضیه عمقی است و به آنها سقوط آزاد دادم و گفتم به مدت یک هفته کاری به کار هم نداشته باشید و حتی ارتباط تلفنی هم ممنوع می باشد. بعد از یک هفته حس هایی در پسر به وجود آمد، مجددا یک هفته دیگر به آنها سقوط آزاد دادم که البته چندین نفر را اینگونه مشاوره کرده بودم، بعد از گدشت هفته دوم رابطه به کلی به هم خورد و به هم گفتند که هر یک دنبال زندگی خود بروند و بیش از این وقت خود را تلف نکنید. این اتفاق بعد از سه – چهار سال افتاد و بسیار جالب بود که یکدیگر را بسیار دوست داشتند اما با سقوط آزاد ساده مسئله تغییر می کند، اینجا مسئله جاذبه مطرح می شود یا قضیه نیاز و وسوسه، بعضی انسان ها به هم قفل می شوند و گره می خورند، در مسئله جاذبه با مسئله مثلث عشق تفاوت در این است: مثلث عشق که جاذبه، حس و سایه است، مسئله نیاز مطرح است یعنی همینطور که به آب نیاز داریم زمانی که آب را نخوریم با توجه به نیاز، بعد از گذشت یک یا دو روز به ما حالت مرگ دست می دهد و نیاز با گذشت زمان شدید می شود اما وسوسه این طور نیست و برعکس می باشد، وقتی به آن زمان داده می شود یعنی اگر شروع کنید به فاصله گرفتن از یکدیگر، با فاصله گرفتن نیرو و حس کم می شود، مانند دو سیاره هستند که به یکدیگر چسبیده اند که جاذبه ای دارند و با فاصله گرفتن و کم شدن نیرو و رسیدن به حدی خاص هر کدام جذب سیاره ای دیگر می شوند یا جذب مدارهای خود می شوند، در واقع اینها به هم قفل بوده اند و فکر می کردند که عاشق یکدیگرند، اگر دوست داشتن واقعی باشد با زمان دادن از بین نمی رود.


در سفر اول که شخص مواد مصرف می کند پدیده جایگزینی وجود دارد، جایگزین شدن مواد مخدر بیرونی یا مصنوعی با مواد مخدر یا سیستم های طبیعی بدن. وقتی این جایگزینی اتفاق می افتد کاملا سیستم شخص با یک وضعیتی دیگر کار می کند و برای اینکه شخص درمان شود باید جایگزینی به حالت اول خود بازگردد. اگر این جایگزینی را تغییر دادیم و کاملا مواد بیرونی به کنار رفت شخص به درمان رسیده است. در سفر دوم نیز قضیه جایگزینی وجود دارد اما چیزی که جایگزین می شود مالکیت یا جاذبه است با محبت، وقتی مالکیت با جاذبه یا نیاز، جایگزین می شود با محبت، شخص برای انجام هر کاری نیاز دارد یا مالک چیزی شود یا مورد تایید واقع شود. اگر یکی از اینها بود انگیزه برای حرکت دارد و اگر نبود نمی تواند حرکت کند. یا باید تایید شود یا به او احترام بگذارند یا باید چیزی به او بدهند تا بتواند حرکت کند و این جاگزین شدن مالکیت با محبت است.


پایان سفر دوم این است که جایگزینی به حالت خود بازگردد یعنی مالکیت با محبت دوباره در جای خود بازگردد، یعنی سیستم شخص با محبت کار کند و وقتی کاملا با محبت کار کرد مانند این است که تمام مخدرهای طبیعی بدن تولید شود و دیگر نیازی نیست که مخدرهایی از بیرون به آن تزریق شود مثلا به آن اپیوم یا تریاک یا شربت دهیم تا بتواند کار کند. اگر تمام دنیا بگویند که ما کار شما را تایید نمی کنیم او کار خود را انجام میدهد یا اگر تمام دنیا بگویند که ما این کار تو را تایید می کنیم او کار درست را انجام می دهد.


مانند این است که فرد جلو آینه ایستاده و موی خود را درست می کند و تا مورد تایید قرار نگیرد مدل موهای خود را تغییر خواهد داد و این جایگزینی است، تا زمانی که جایگزینی وجود داشته باشد همیشه انسان دچار مشکل می شود که البته این مسئله بسیار بزرگی است و کم کم باید رخ دهد. گاهی در مسئله دوست داشتن هم اتفاق می افتد، چون سیستم ایکس بدن روی امواج و مواد کار می کند، گاهی در روابط انسان ها به گونه ای می شود که آن امواج سیستم ایکس شخص را کاملا تحت تاثیر قرار می دهد و نیاز دارد که شخص مقابل حرفی بزند تا احساس زندگی در او به وجود بیاید و اگر آن جملات را نشنود دیگر نمی تواند درس بخواند یا بخوابد. اگر ارتباط آنها قطع شود بعد از چند روز دچار مشکلات جسمی می شود و این اتفاقات رخ داده است، این رویداد مربوط می شود به اینکه سیستم ایکس شخص وابسته می شود به امواجی که به شخص داده می شود که این درست نیست.


انسان باید تعادل داشته باشد و اگرحالت تعادل داشت می تواند با دیگران پیوند درست یا ارتباط برقرار کند که با آن ارتباطی که برقرار می کند به تعالی می رسد ولی اگر برقرار نبود مانند نیازمندی است که نیاز به سرپناه و غذا دارد تا به تعادل برسد و انسانی که در این وضعیت است هیچگاه نمی تواند معنی دوست داشتن و عشق را به معنای واقعی بفهمد و پیاده کند چون شرایط آن را ندارد، دوست داشتن واقعی نیازمند شرایطی است مانند بارش برف، برای بارش برف باید هوا در درجه زیر 3- سانتی گراد باشد و رطوبت در شرایط خاص قرار داشته باشد، دوست داشتن ها و برقراری ارتباط ها شرایط خاصی دارد، فرد می گوید خدایا به من عشق بده ولی باید شرایط دوست داشتن را به وجود آورد.

بعد از سخنان استاد جناب مهندس حسین دژاکام در جلسه حضور یافتند و گل های رهایی را با دست پرمهرشان تقدیم دوستان سفر دوم نمودند. که تعداد رهایافتگان 31 نفر بودند.

 

 

تهیه گزارش: همسفر الناز رک

منبع: لژیون همسفر فتحی

 جمعیت احیای انسانی  کنگره 60

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 11:35 PM  توسط کامران  | 

مسئله شیشه در کشور یک فاجعه است

مسئله شیشه در کشور یک فاجعه است







سرپرست دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی هشدار جدی داد: مسئله شیشه در کشور یک فاجعه است. دستهای پنهانی در گسترش آن نقش دارند، نباید بیان این مسئله سیاه‌نمایی تلقی شود، زیرا عوارض این اعتیاد جدید خانواه‌های زیادی را یک عمر می‌سوزاند.


حسن ابوالقاسمی در گفت‌وگو تفصیلی با خبرنگار بهداشت و درمان فارس در پاسخ به این پرسش که آیا شما وجود سونامی شیشه در کشور را قبول دارید، اظهار داشت: من فکر می‌کنم یکی از بزرگترین تهدیداتی که در زمینه مواد مخدر به خصوص روانگردان ها و مواد محرکه وجود دارد بحث شیشه است.


دست‌های پنهان در گسترش شیشه در ایران

وی افزود: در مورد شیشه نباید به سادگی از کنارش گذشت، شیشه را شاید موردی باشد که دست‌های پنهانی برای گسترش آن در سطح کشور دخالت داشته باشند و ممکن است بیگانگان در این زمینه دخالت داشته باشند. به موضوع شیشه باید خیلی زودتر و جدی‌تر پرداخت چون خطرش واقعاً جدی است.

سازمان‌های متعددی در زمینه عواقب شیشه مسئول هستند

ابوالقاسمی در پاسخ به این پرسش که چرا وزارت بهداشت هرگز یک هشدار جدی و آمار دقیق و واقعی برای نشان دادن وسعت فاجعه شیشه نشان نمی‌دهد و فقط اکتفا می‌کند به اینکه این مسئله در حال رشد است ولی هرگز میزان رشد و نحوه گسترش آن رااعلام نمی‌کند و به خانواده‌ها در این زمینه آموزشی ارائه‌ نمی‌شود، گفت: وزارت بهداشت یکی از دستگاه‌هایی است که در این زمینه انجام وظیفه می‌کند به هر حال ستاد مبارزه با مواد مخدر وجود دارد و بسیاری از مراکز هستند که کار فرهنگی انجام می‌دهند و خیلی جاها مسئول این کار هستند که باید در این زمینه اقدام کنند.

وی ادامه داد: ‌وزارت بهداشت فقط می‌تواند اعلام کند که شیشه یک فاجعه است یعنی وقتی یک فردی از خانواده معتاد به شیشه شد یعنی یک فاجعه در آن خانواده به وجود آمده است.

پرداختن به مباحث شیشه سیاسی و امنیتی نیست

ابوالقاسمی در پاسخ به این پرسش که یک تصوری در این زمینه وجود دارد که اگر در مورد شیشه صحبت شود به نوعی سیاه‌نمایی شده و موضوع تا حدی سیاسی و امنیتی می‌شود شاید به این خاطر است که به مسئله شیشه به طور کاملپرداخته نمی‌شود، افزود: نباید این طور باشد واقعاً نباید اینطور فکر کرد که مسئله شیشه یک موضوع سیاسی و امنیتی است.

هر شب تلویزیون درباره شیشه هشدار دهد

سرپرست دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بیان داشت: به نظر من هشدار را باید جدی داد و اگر هر شب هم تلویزیون مردم را از شیشه بترساند باز هم کم است.

سوختن خانواده‌ها تا آخر عمر به دلیل شیشه

وی تصریح کرد: برای اینکه شیشه خانمان‌سوز است و وقتی فردی به شیشه معتاد شد چند نفر از عضو خانواده تا آخر عمر باید به پای آن جوان که معتاد به شیشه است بسوزند برای اینکه شیشه عقل را ضایع می‌کند و یک فرد عادی را تبدیل به یک فرد روانی و خطرناک می‌کند.

مخفی کاری در زمینه آمارهای واقعه‌ای شیشه

ابوالقاسی در پاسخ به این پرسش که آیا در این زمینه وزارت بهداشت و دانشگاه‌ها تحقیقاتی با نمونه‌گیری‌هایی از جمعیت برای به دست آوردن اطلاعات از جامعه انجام می دهد و منتشر نمی‌شود یا اصلاً چنین تحقیقاتی انچام نمی‌شود چرا واقعیت این آسیب اجتماعی به صورت علمی و با آمار و رقم اعلام نمی‌شود اظهار داشت: متاسفانه در این زمینه مخفی‌کاری می‌شود برای اینکه افرادی که معتاد به شیشه هستند هم خودشان و هم خانواده‌هایشان این مسئله را مخفی می‌کنند که داخل آمار نمی‌آید ولی واقعیت این است که ما از نزدیک مشاهده می‌کنیم که شیشه یک گرفتاری و فاجعه‌ای در سطح کشور است.

شیشه دیوانه تربیت می‌کند

وی ادامه داد: در گذشته اعتیاد به تریاک و حتی مواد مرفینی آن قدر خطرناک نبود زیرا عقل‌های آنان را ضایع نمی‌کرد و آدم خطرناکی ایجاد نمی‌کرد بلکه آدم‌های معتادی بودند اما شیشه این طور نیست می‌توانم بگویم که شیشه دیوانه تربیت می‌کند و در کوچه و خیابانها رها می‌شوند.

ابوالقاسی در پاسخ به این پرسش که شنیده‌ها حاکی از آن است که در برخی از کشورها پلیس اجازه دارد پس از شناسایی افراد شیشه‌ای و مصرف کننده مواد روانگردان وسط پیشانی آنها شلیک کند به خاطر اینکه آنها افراد خطرناکی هستند آیا این مسئله درست است، گفت: من خودم این مسئله را نشنیده‌ایم که پلیس به چنین حرکتی مجاز باشد ولی «شیشه‌ای‌ها» می‌توانند افراد بسیار خطرناکی باشند.

شیشه‌ای‌ها قاتلین خانوادها هستند

وی افزود: مثلاً یک فرد که شیشه مصرف کرده است و عضوی از خانواده را کشته و وقتی از او سوال می‌شود که چرا آن فرد را کُشتی؟ عنوان می‌کند که من فقط یک هندوانه را از وسط نصف کردم. یعنی این همه یک فرد شیشه‌ای می‌تواند خطرناک باشد.

شیشه از عوامل مهم تصادفات داخل شهر

وی در توضیح بیشتر مشکلات شیشه اظهار داشت: شیشه یکی از عوامل مهم تصادفات داخل شهر است و به نظر من هم باید بیشتر از وضعیت کنونی روی مسئله شیشه کار شود و شما خبرنگاران می‌توانید در این زمینه در خبرگزاری و صدا و سیما اقدام کنید.

ابوالقاسی ادامه داد: به نظر بنده باید درباره شیشه در رسانه‌ها بیشتر کار شود چون شیشه عنصر بسیار خطرناکی است و آن قدر که نیروی انتظامی باید این مسئله را برای مبارزه جدی بگیرد. جرم آن نیز باید سنگین باشد .در گذشته نیز مواد مخدر جرم بود و مواد محرکه جرم نبود ولی الان خوشبختانه قانون اصلاح شده است.

شدیدترین مجازات برای پخش کننده شیشه

وی تصریح کرد: ولی به نظر من کسی که شیشه را پخش می‌کند مستحق شدیدترین مجازات است، واقعاً اگر روزی بخواهند این قانون را اجرا کنند باید برای پخش‌کننده شیشه سنگین‌ترین مجازاتها را در نظر بگیرند. زیرا شیشه خیلی خطرناک‌تر از مواد مخدر است.

شیشه کنونی در ایران اصل نیست/مرگ آورست

ابوالقاسی در پاسخ به این پرسش که این مسئله که اگر بخواهند در زمینه شیشه افراد را دستگیر کنند به دلیل گستردگی بسیار مصرف شیشه به دلیل گستردگی رواج شیشه در بین جوانان بیکار و به دلیل ارزش افزوده بسیار و سود آن خیلی‌ها را باید دستگیر کنند، افزود: مسئله این است ولی شیشه‌ای هم که در ایران وجود دارد آن شیشه اصل نیست یعنی یک شیشه بسیار خرابی است که آن استاندارد شیشه اصل را نیز رعایت نکرده بلکه یک شیشه مرگ‌آور است.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا شما در زمینه شیشه آنالیزی انجام داده‌اید، بیان داشت: شیشه مساوی است با مرگ و ما در این زمینه نیز تحقیقاتی را انجام داده‌ایم.


 جمعیت احیای انسانی  کنگره 60

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 7:9 AM  توسط کامران  | 

ترس

ترس







ترس

اگر بخواهیم موضوع ترس را بشکافیم و بر روی آن متمرکز شویم با چند سوال مواجه می شویم:
1)    ماهیت ترس چیست؟
2)    ترس چگونه بوجود می آید؟
3)    آیا ترس چیز خوبی است؟
4)    آیا ترس چیز بدی است؟
ممکن است موضوعی در زندگی شخصی بوجود آید و او بترسد و در مقابل همان موضوع برای شخص دیگری ترس را به همراه نداشته باشد.
برای مثال شخصی که مصرف کننده مواد مخدر است از موارد بسیاری ترس دارد برای نمونه: ترس از مامور کلانتری، ترس از مهمانی رفتن، ترس از مسافرت رفتن و . . . و هنگامی که به درمان رسید بسیاری از همین ترسهای نامبرده کاملا" از بین می رود.
این موضوع نشان دهنده آن است که ترس در طول زمان با تغییر انسان از بین می رود این چه تغییری است که درون انسان رخ می دهد؟
من اعتقاد دارم ترس برای تکامل یک امر حیاتی می باشد.
طبق صحبتها و مطالب گفته شده در گذشته مشخص شد که هر چیزی از ضدش قابل شناسایی است و یا به عبارت دیگر هر انسانی برای رسیدن به یک چیز بهتر باید ضد آن چیز را تجربه کند، مثلا" برای رسیدن به شجاعت باید حتما" ترس را تجربه نماید و یا اینکه اگر شما هم اکنون فرد خیلی قدرتمندی هستید حتما" نقطه ضعفهای بسیاری را پشت سر گذاشته اید و همین طور بسیاری از اتفاقات و مسائلی که به نظر ما ناگوار و ناراحت کننده هستند به خوشحالی منتهی می شوند و اصلا" شرطش همین است.
و حالا مختصری از داستان یک  شخصیت هنرهای رزمی به نام اویاما که در رابطه با بحث می باشد را برایتان می گویم.
این شخص حدود 100 سال پیش به دنیا آمده بود و اصلیتش کره ای بود، در آن زمان کره تحت تسلط ژاپن بود و کره ای ها تحت استثمار ژاپنی ها بودند این در حالی است که ژاپنی ها کاراته را خوب می دانستند و کره ای ها هنر های دیگری داشتند.
شخص مورد نظر یک آدم یتیم و دوره گرد بود و در کل زندگی بسیار سختی داشت اما در کنار همه ی مشکلاتش آدم بسیار خوبی بود و از طریق مبارزه کردن و جمع آوری پول هایش به دیگران کمک می کرد.
اویاما به ارتش می رود و در تمام مراحل زندگی با موانع روبرو می شود و هر جایی که لازم می شد از فرد دیگری دفاع کند، حتی اگر هم زورش نمی رسید می جنگید تا جایی که در مواردی هم ممکن بود کتک بخورد اما اینکار را انجام می داد. در صحنه هایی از این فیلم نشان می دهد که در ارتش با ژنرال ها و یاکوزایی های ژاپنی می جنگید و کتک مفصلی هم می خورد.
و اما یک صحنه از این فیلم هست که نقطه ی عطف داستان می باشد

...


 جمعیت احیای انسانی  کنگره 60


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 6:9 PM  توسط کامران  | 

از پیشگویی تا وقوع

از پیشگویی تا وقوع







اکنون زمان آن فرا رسیده است ، مسئولین ، قضات ، نیروی انتظامی ، کادر پزشکی و درمانی و کسانی که در حوزه اعتیاد و مواد مخدر فعالیت می کنند ، تدابیر جدیدی در رویارویی با مصرف کنندگان شیشه بیاندیشند .


از پیشگویی تا وقوع

سونامی شیشه در راه است .این ، جمله ای است که برای اولین بار در سال 1386 از زبان آقای مهندس دژاکام دبیرکل جمعیت احیای انسانی ( کنگره 60 ) شنیده شد .
در آن زمان نه ما و نه دیگران مفهوم این جمله را درک نمی کردیم . با گذشت زمان ، اندک اندک نشانه های این سونامی پدیدار گشت . هر چه زمان می گذشت ، اخبار مربوط به جنایات شیشه ای بر روی تلکس های خبری بیشتر و بیشتر دیده می شد .


در مقطعی دیگر ، مهندس دژاکام اعلام کردند که پیش قراولان موج مصرف کنندگان شیشه از راه رسیده اند .


با هشدارهای مکرر و مصاحبه های متعدد مهندس دژاکام در خبرگزاری های مختلف ، مسئولین به تدریج به وخامت اوضاع در حوزه اعتیاد به مواد مخدر صناعی پی بردند و قوانین جدید در خصوص مواد صناعی مخصوصاً شیشه تدوین گردید .


امواج این سونامی هر روز نزدیک و نزدیکتر گردید تا جایی که دیگر خبرهای جنایات شیشه ای از قتل فرزند و همسر گرفته تا فجایع دیگر به دست مصرف کنندگان شیشه از صفحات اخبار کنار نمی رود .


قتل ، جنایت و دیگر فجایع صورت گرفته به دست مصرف کنندگان شیشه ، همگان را متوجه این موضوع نموده است ، که باز هم به قول مهندس دژاکام  شیشه آن چیزی نیست که در دسته مواد مخدر جای گیرد ، بلکه چیزی است که در دسته مواد مخرب و جنایی جای می گیرد .
مصرف کنندگان شیشه ، صرف یک مصرف کننده ماده مخدر نیستند . در کجا ، در چه زمان و چه نوع مصرف کننده ای دیده شده بود که چنین رفتارهای خطرناکی از آن ها سر بزند . مصرف شیشه بیش از هر نوع ماده مخدر دیگری در مغز تخریب ایجاد می کند . تخریب بیش از حد سیستم های دوپامینرژیک و سروتونینرژیک در بخش های از مغز از جمله هیپوتالاموس ، باعث می شود مصرف کنندگان شیشه در دو زمینه یا به قولی در دو فاز اصلی وارد توهم شوند . البته از دید خودشان توهم نیست و عین واقعیت است .


الف : مسایل جنسی و بدبینی شدید نسبت به اطرافیان در این زمینه
ب : احساس تحت نظر بودن


مصرف کنندگان شیشه در این دو زمینه سخت دچار توهم می شوند و بر همین مبنا خطرناکترین رفتارها از آن ها سر می زند .
در یکی از همایش های روانپزشکی ، آقای دکتر مکری معاون مرکز ملی مطالعات اعتیاد اعلام کردند که یک سوم تخت های بیمارستانی را  مصرف کنندگان شیشه اشغال کرده اند . در همین ارتباط اعلام شده بود که یک مصرف کننده شیشه ، چشم خود را به طور کامل تخلیه و از حدقه بیرون آورده بود به این بهانه که در چشم من دوربین کارگذاشته شده و خواستم که دوربین را بیرون بیاورم .
در موردی دیگر ، یک مصرف کننده شیشه پزشک معالج خود را به بهانه صحبت به اتومبیل دعوت می کند و در آنجا کارد زیر گلوی پزشک خود می گذارد و می گوید تو با همسر من ارتباط نامشروع داری.


وقتی مصرف کننده شیشه با کادری که در حال کمک به او هستند ، چنین رفتاری دارد ، با دیگران چه رفتاری خواهند داشت ؟


در مقطعی ، نیروی انتظامی عملیات گسترده ای جهت جمع آوری و پاک سازی شهر از اراذل و اوباش را به انجام رساند . اما باید گفت در مقابل مصرف کنندگان شیشه ، اراذل و اوباش عددی نیستند . این ها دست هر چه اراذل و اوباش هست را از پشت بسته اند ، می زنند ، می کشند ، هر جنایتی را مرتکب می شوند در حالیکه شاید از نقطه نظر ظاهر ، نه رذل باشند و نه اوباش و به نظر انسان های موجهی نیز دیده شوند .
در پشت این ظاهری که برای عوام ، اعتیاد به شیشه قابل تشخیص نیست ، انسان نماهایی هستند که  بدترین جنایت ها و فجایع را مرتکب می شوند ، گویی شیاطین در جسم آن ها وارد شده و آن ها را تسخیر کرده اند و عجبا که کاری از دست کسی بر نمی آید .

 آیا نباید اقدامی در جمع آوری این افراد صورت گیرد ؟


کافی است که در یک خانواه ، یک مصرف کننده شیشه وجود داشته باشد ، نه تنها آن خانواده ، بلکه همسایگان و خویشاوندان او هم امنیت ندارند . هزاران خانواده در چنگال این انسان های خطرناک اسیر و در رنج و عذاب هستند و کاری از دستشان بر نمی آید . آیا در پاسخ تماس تلفنی یک خانواده با پلیس که می گویند جانشان در خطر است و اینجا یک مصرف کننده شیشه ما را تهدید می کند ، نباید اقدام سریع صورت گیرد ؟ آیا پلیس ما نباید نیروهای ویژه و آموزش دیده برای چنین اقداماتی در اختیار داشته باشد ؟


اکنون زمان آن فرا رسیده است ، مسئولین ، قضات ، نیروی انتظامی ، کادر پزشکی و درمانی و کسانی که در حوزه اعتیاد و مواد مخدر فعالیت می کنند ،  تدابیر جدیدی در رویارویی با مصرف کنندگان شیشه بیاندیشند . کما اینکه دبیرکل کنگره 60 نیز در گذشته خواستار تشکیل ستاد بحران شیشه شده بودند.


در کنگره 60 که یک مرکز راهنمایی درمان اعتیاد می باشد ، همه روزه مصرف کنندگان بیشماری برای درمان اعتیاد خود مراجعه می کنند که بیش از 30 درصد آن ها را مصرف کنندگان شیشه تشکیل می دهند . در هفته های اخیر مواردی مشاهده شده است که این افراد قصد عمل به توهمات خود را  داشته و حتی با سلاح سرد به کنگره 60 آمده و قصد آسیب رساندن به مهندس دژاکام را داشته اند .
اتفاقی که جند هفته قبل در کنگره 60 روی داد از این قرار بود که روز یکشنبه 9/11/90 یک مصرف کننده شیشه در زمان برگزاری کلاس خانم های مسافر ( خانم های رها شده از اعتیاد و خام هایی که دوره درمان را سپری می نمایند ) به کنگره 60 مراجعه می کند و قصد دیدن آقای مهندس را داشته است . با وجود اینکه ورود آقایان به کنگره 60 در هنگام برگزاری کلاس های خانم های مسافر ، مطلقاً ممنوع است ، این شخص بدون توجه به تذکر خانم هایی که نگهبان بوده اند ، وارد ساختمان دفتر مرکزی می شود . مهندس دژاکام هنگام روبرو شدن و حمله این فرد دچار سکته قلبی می شوند که به انفارکتوس منتهی می شود . پس از این اتفاق ، ایشان به بیمارستان منتقل شده و تحت مراقبت های ویژه در CCU قرار می گیرند . فرد مزبور پس از تماس با پلیس به کلانتری منتقل می شود ، اما متاسفانه بعد از 40 دقیقه .


مهندس دژاکام انسانی سالم و ورزشکار است که در هفته سه روز ساعت شش صبح در استخر است و و بیش از هفت سال است که با همین روال به ورزش شنا می پردازند و از نقطه نظر سلامت جسمی در وضعیت مطلوبی هستند و بیش از 14 سال است که زندگیشان را وقف کمک و نجات مصرف کنندگان مواد مخدر نموده اند .


بحث ما در مورد این اتفاق برای شخص مهندس دژاکام نیست ، ایشان در زمان شروع حرکت و وارد شدن به حوزه اعتیاد و درمان آن ، به قول معروف پی همه چیز را به تنشان زدند و خودشان را برای هر مسئله ای آماده کردند . این اتفاق برای ما یک شاخص است ؛


موضوع اصلی این است که هم اکنون ، پیشگویی به وقوع پیوسته است و سونامی شیشه از راه رسیده است . وجود هزاران مصرف کننده شیشه در بین مردم که هر کدام حکم یک جانی خطرناک را دارد ، هر کس در هر جایگاهی ، از قوه قضاییه و قضات گرفته تا نیروی انتظامی ، پزشکان و کادر درمانی مراکز مختلف ، خانواده ها و مردم عادی ، همه و همه در رویارویی با مصرف کنندگان شیشه ، حقیقتاً جانشان در خطر است .

 امیدواریم مسئولین محترم تا فرصت هست تدبیری برای این بحران بیاندیشند که خارج از هر نوع دیدگاه و نگرش خاص ، به کل جامعه و ملت ایران مربوط می شود و با اقدام به موقع ، مردم و خانواده ها را از نگرانی نجات دهند .

با احترام ، علی خدامی

پی نوشت و نمونه هایی از اخبار جنایات شیشه ای منعکس شده در رسانه ها :
سونامی شیشه در راه است! (خبر آنلاین، دکتر حاج رسولی به نقل از دبیرکل کنگره 60 مهندس حسین دژاکام )
http://congress60.org/News/NID2438
متوليان در حوزه مواد مخدر با تأخير حركت مي‌كنند(حسين دژاكام در گفت‌وگو با خبر نگار بهداشت و درمان خبرگزاری  فارس)
http://congress60.org/News/NID2085
شیشه ، ( مهندس دژاكام در گفتگو با خبرگزاري فارس )
http://congress60.org/News/NID1229%20
فرد معتاد به «شیشه» خطرناک است (رئیس سازمان مردم نهاد کنگره 60 در گفت‌وگو با فارس)
http://www.congress60.org/News/NID2342.aspx
خواب نامنظم و استفاده از فندك اتمي علامت اعتياد به شيشه است (خبرگزاری فارس: رئيس سازمان مردم نهاد گنگره 60 گفت)
http://congress60.org/News/NID2250.aspx
ستاد بحران «شيشه» بايد در كشور تشكيل شود ( خبرگزاری فارس: رئيس سازمان مردم نهاد كنگره 60 گفت)
http://congress60.org/News/NID2245.aspx
http://www.salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=35019 سلامت نیوز : شیشه بلای جان 27 هزار جوان ایرانی
http://www.salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=36432 سلامت نیوز : سبقت شیشه از قانون

http://www.salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=17851 قیمت "شیشه" به یک چهارم کاهش یافته است. حسین ذبحی معاون قضایی دادستان کل کشور ضمن اعلام کاهش قیمت مواد مخدر شیشه در بازار نسبت به مصرف شیشه و مواد روان گردان هشدار داد.
http://www.farheekhtegan.ir/content/view/33934/43/  فرهیختگان: مرد معتادی که در توهم شیشه‌ای، پدرش را کشت و همسر و فرزندش را زخمی کرد پس از خودزنی در جنوب تهران دستگیر شد.

http://khabarfarsi.com/n/2018208 روزنامه شرق ، خبر فارسی ، اعتراف پدر شیشه ای به قتل کودک 9 ساله

http://www.tabnak.ir/fa/news/205832 تابناک : مرد جنايتكار كه به خاطر توهم ناشي از مصرف ماده مخدر شيشه، دوست قديمي‌اش را به قتل رسانده بود، سوار بر موتوسيكلت مقتول دستگير شد.

http://salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=21471&cat=8  سلامت نیوز ، دکتر آذرخش مکری : مصرف كنندگان شيشه، يك سوم تخت‌هاي بیمارستانی را اشغال کرده اند .


 جمعیت احیای انسانی  کنگره 60

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1390ساعت 9:10 AM  توسط کامران  | 

خنده بازار

خنده بازار







خنده بازار

از اینکه شادابی و نشاط و داشتن آرامش جزء لاینفک زندگی روزانۀ ما هستند، شکی نیست.

خندیدن، شادبودن، سرحال بودن، نشاط، جامعۀ سالم، این کلمات را خیلی زیاد در طول روز می شنویم، در رسانۀ ملی امروز ما، استفاده از این واژه ها حجم عظیمی از برنامه ها شده است، حتی انتخاب سریالها، فیلم ها و برنامه هایی که مستقیمأ به این موضوع می پردازند.


 

وظیفه می دانم که در این ارتباط به چند نکته بسیار مهم اشاره کنم:

1. آیا خنداندن و یا خندیدن به هر قیمت کار درستی است؟

2. آیا سلامت جسمی و روانی افرادی که در این مجموعه ها ایفای نقش می کنند مورد تأئید مسئولین ذیربط قرار گرفته است؟

3. آیا این همه برنامۀ طنز نیاز جامعۀ امروز ما است و می توان گفت که در اولویت قرار دارد؟

4. آیا اولویت بندی پخش برنامه ها به درستی کارشناسی می شود؟

5. آیا بحث های فوتبالی و سینمایی مهمتر از مباحث اجتماعی است؟

شاید شنیده و یا دیده باشید، کسانی که بعضی از مواد مخدر مانند حشیش را مصرف می کنند، به هر چیزی و در هر حالتی می خندند. آیا اسم این را می توان شادی گذاشت؟ قیمتی که برای این خنده پرداخته می شود چقدر است؟ پس هر خنده ای نمی تواند شادی باشد.

آیا برای خنداندن دیگران می شود مواد مخدر مصرف کرد و این کار را انجام داد؟ دلم نمی خواهد از کسانی اسم ببرم که در این مجموعه ها با مصرف مواد مخدر و بصورت کاذب خنده را به هر قیمتی به خانه ها می برند و یا کسانی که در گیر این بلای خانمانسوز هستند و کارگردانی این مجموعه ها را به عهده می گیرند و یا حتی در سینما به عنوان یک سوپر استار در حال ایفای نقش هستند، اما به خاطر حفظ حرمت یک انسان از این کار معذورم.

آیا واقعأ جامعۀ امروز ما نیاز به این همه برنامۀ طنز دارد؟ سهم بقیۀ افرادی که خواهان حل مشکل خانوادگی، پزشکی، حقوقی، اجتماعی، مالی و یا هر مسئله ای هستند، چه می شود؟ کسانی که درگیر بیماری اعتیاد و یا در معرض خطر مبتلا شدن به مصرف مواد مخدر هستند و یا کسانی که بصورت به اصطلاح تفریحی در حال مصرف مواد مخدر می باشند، سهمشان کجاست؟

آیا وظیفۀ رسانه ملی نیست که با اطلاع رسانی کامل، اینگونه افراد ناآگاه را از عواقب اعتیاد مطلع نمایند؟ البته اینکار در حال انجام است اما با حرکتی مانند حرکت یک حلزون!

حتمأ از مشکلات بیماری سرطان آگاهی دارید، اگر فردی از وجود غدۀ سرطانی در جسم خود آگاه نباشد و رسیدگی نکند، شاید بعد از گذشت سالها از عمر خود به آن درد آگاه شود که خیلی هم دیر شده باشد و دیگر کاری هم نمی تواند انجام دهد، حتی اگر این فرد تمامی روزهای زندگی خود را با لبی خندان و دلی شاد سپری کرده باشد.

اینکه گفته می شود اولویت برنامه های ما در رسانۀ ملی باید شاد کردن مردم باشد، آیا درست است؟ پخش 3 برنامۀ طنز در یک روز و در یک شبکه که میانگین آن می شود هفته ای 21 ساعت، منطقی است؟ چگونه می شود برای پخش برنامۀ آموزشی که در ارتباط با آگاهی رساندن به تمام جامعه اعم از مسئول و غیر مسئول برای پیشگیری و درمان اعتیاد باشد، حتی یک دقیقه هم وقت نباشد؟!!

نمی دانم که چطور و کجا باید کاری انجام داد، اما امیدوارم که دیر نشود که اگر آن زمان برسد، پخش 24 ساعتۀ برنامۀ مربوط به اعتیاد هم کاری نخواهد کرد.

 

خندۀ تلخ من از گریه غم انگیز تر است        کارم از گریه گذشته بدان می خندم

با احترام  عباس امیر معافی

وبلاگ- شروع خوب


 جمعیت احیای انسانی  کنگره 60

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 9:58 AM  توسط کامران  | 

آیا داروهای نیروزا آنتی ایکس هستند ؟

آیا داروهای نیروزا آنتی ایکس هستند ؟








آیا داروهای نیروزا آنتی ایکس هستند ؟

آنابولیک استروئیدها مواد ترکیبی شبیه به هورمون جنسی مردانه ( هورمون تستوسترون ) می باشد که به صورت خوراکی و یا تزریقی استفاده میشوند. برخی از افراد، به خصوص ورزشکاران، از استروئید آنابولیک ها برای ساخت عضله و بهبود عملکرد فیزیکی در انجام حرکت های ورزشی استفاده میکنند. استفاده از استروئیدهای آنابولیک می تواند به مشکلات سلامتی جدی منجر شود، که برخی از آنها غیر قابل برگشت است.



از دیگر اثرات عمده استفاده از داروهای آنابولیک استروئید می توان به آسیب های شدید به کبد، یرقان، حبس مایعات در بدن، فشار خون بالا و افزایش کلسترول اشاره کرد .
همچنین در مردان، طاسی، بزرگ و حجیم شدن سینه ها و ناباروری از اثرات این داروها می باشند .
 تاثیر این داروها بر خانم ها ، رشد موها در صورت، تغییرات قاعدگی، طاسی (شکل مردانه) و کلفتی صدا و در نوجوانان : توقف در رشد قد بطور دائمی، تسریع تغییرات بلوغ و جوش و آکنه شدید می باشد.


برگردان فارسی از وب سایتwww.drugabuse.

 دیدگاه کنگره 60 :

داروهای نیروزا با تاثیر بر سیستم هورمونی و در ادامه با تاثیر بر سیستم عصبی ، باعث اختلال در عملکرد این سیستم ها می شوند .
سیستم ایکس ( X ) سیستم تولید کننده و کنترل کننده مواد شبه مخدر یا شبه افیونی درونی در دستگاه عصبی مرکزی و محیطی و همچنین سیستم هورمونی می باشد .
هر نوع ماده یا دارویی که مصرف آن باعث از تعادل خارج شدن این سیستم ها شوند ، از دیدگاه کنگره 60 آنتی ایکس یا تخریب کننده سیستم ایکس محسوب می شود .


اکثر ورزشکارانی که از این داروها استفاده می کنند ، دانسته یا ندانسته سیستم ایکس خود را دچار تخریب و آسیب می کنند و در درازمدت به جایی می رسند که بدون استفاده از دارو تعادل مطلوب را نخواهند داشت و این امر می تواند زمینه ساز مصرف سایر داروها و در ادامه اعتیاد شود .


 جمعیت احیای انسانی  کنگره 60

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 10:33 PM  توسط کامران  | 

ایدز و رابطه آن با اعتیاد

ایدز و رابطه آن با اعتیاد







جلسات جهانبینی چهارشنبه مورخ 90/11/12 هشتمین جلسه از دوره چهل و سوم سری کارگاه های آموزش جهان بینی کنگره 60به نگهبانی جناب آقای امین دژاکام ، استادی آقای دکتر نبئی و دبیری آقای همایون با دستور جلسه ادامه ( ایدز و رابطه آن با اعتیاد ) آغاز به کار نمود.

 سخنان استاد :

در جلسه قبل به HIV مخفف Human immunodeficiency virus ، به مفهوم ویروس نقص ایمنی انسان اشاره کردیم. منظورمان این بود که این ویروس می تواند نقص ایمنی ایجاد نماید و مسئله نقص ایمنی ایجاد شده است که باعث از بین رفتن انسان می شود و خود ویروس صرفا به مراکز حیاتی بدن مانند مراکز قلبی یا تنفسی حمله نمی کند یا جداره رگها را مورد آزار قرار نمی دهد و باعث خونریزی نمی شود. اما قوه دفاع کننده بدن را آن چنان تضعیف می کند که عوامل پاتوژن و بیماری زا بتوانند بدن را از بین ببرند ، این مفهوم آن ویروس است.
چون از ایمنی صحبت شد اشاره ای به Helper cellT می کنم ، Helper cellT یعنی سلول های کمک کننده تی که بسیار مهم می باشند و متاسفانه مورد حمله ایدز قرار می گیرند. یکی از کارهای مهم آنها این است که مواد خارجی و ویروس های خارجی را شناسایی کرده و آنها را خنثی می کنند ، یعنی گیرنده های آنها را گرفته و خنثی می کنند به گونه ای که قدرتی از آنها باقی نمی ماند و توسط ماکروفاژها که سلول هایی بزرگ و به ظاهر وحشتناک هستند و دفاع کننده بدن می باشند خورده می شوند ، این ویروسی است که مشکل به وجود می آورد.

...


جمعیت احیای انسانی  کنگره 60


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 10:4 PM  توسط کامران  | 

اثرات مصرف شیشه در مادر و نوزاد

اثرات مصرف شیشه در مادر و نوزاد







برای پی بردن به عمق تخریب آمفتامین ها هیچ مثالی بهتر از نگاه به یک مادر مصرف کننده شیشه یا آمفتامین نیست. به ویژه زنان باردار مصرف کننده آمفتامین

هیج عشقی بالاتر از عشق یک مادر به فرزندش وجود ندارد ولی مصرف آمفتامین باعث از هم گسیختگی پیوند بیولوژیکی و فیزیولوژیکی یک مادر با فرزندش خواهد شد، چون مادر برای تامین مصرف خود و به اصطلاح نشئه شدنش دست به هر کاری میزند و مسائل دیگر به اندازه مصرف موادش برای او اهمیت ندارد، تا جائیکه شاید جان خود و فرزندش را هم به خاطر مصرف شیشه به خطر بیاندازد.

مصرف شیشه در مادران باردار در اکثر مواقع منجر به سقط جنین خواهد شد، ولی در غیر این صورت نوزادانی که به دنیا می آیند، با حالت عصبی غیر نرمال خواهند بود. دو مکانیزم احتمالی وجود دارد که بارداری با مصرف شیشه را بارداری پیچیده ای میکند و اثرات آن بر روی نوزاد به دنیا آمده مختلف است. ابتدا در عروقی است که نوزاد توسط آنها تقذیه میشود، و در مادران بارداری که شیشه مصرف می کنند این عروق به شدت کاهش یافته و تغذیه نوزاد به صورت کامل انجام نمیگیرد، کاهش این عروق اختلاف در نارسایی کودک را منجر میشود که با کاهش هرچه بیشتر عروق غذا رسان، نارسایی نوزاد هم بیشتر خواهد شد. این کاهش جریان خون در نوزاد باعث تغییر شکل قابل توجهی در اندام جنین خواهد شد. دلیل دوم اثر سمی مستقیم بر مغز جنین در حال رشد است که باعث میشود نوزاد در ماههای اول زندگی تمایل به خواب تمام وقت دارد. نوزاد میتواند بسیار کوچکتر از حد طبیعی و متوسط از رحم مادر خارج شود و ناهنجاری های قلبی، نارسایی مغزی وحتی مرگ جنین از دیگر خطراتی است که نوزاد میتواند در معرض آن قرار بگیرد، پس از خارج شدن و قدم نهادن در دنیای بیرون هم نوزاد به سختی میتواند مهارت های لازم برای زنده ماندن خارج از رحم را داشته باشد،مطالعات نشان می دهد که نوزاد متولد شده با نمره آپگار بسیار پایین (نمره آپگار : ارزیابی سریع نمره سلامت نوزاد که توسط دکتر ویرجینا آپگار ابداع شده)است و مشکلات مکیدن و بلع دارد که مانع از تغذیه درست نوزاد شیر خواره میشود، علاوه بر این نوزادان در معرض آمفتامین ممکن است تا 23 ساعت در روز خواب باشند که به احتمال زیاد میتواند علائم سندرم محرومیت از آمفتامین باشد که در مصرف کنندگان این ماده هم که در صورت عدم مصرف خماری را با خواب های طولانی میگذرانند اینگونه است. احساس گز گز و بیزاری از لمس شدن پاها و دستان را خواهد داشت و در صورت لمس کردن این اعضا به شدت آزار و اذیت میشود. خطر دیگر در مورد مادران است که مادران در حین زایمان یا مدت کوتاهی پس از آن ممکن است دچار سکته مغزی شوند.

  

جانی سیمز روانشاس کودک آمریکایی میگوید : تا کنون به این نتیجه رسیده بودم که نوزادانی که مادرشان کوکایین مصرف میکنند در بدترین شرایط ممکن قرار دارند ولی اکنون میگویم که وضعیت آنها از کدکانی که مادرشان آمفتامین مصرف میکنند بهتر است.

 

طبق تحقیقات و پیش بینی های به عمل آمده تاثیر آمفتامین بر روی رشد نوزاد به مراتب از کوکایین بیشتر بوده و تاثیراتی که بر روی رشد نوزاد میگذارد در حد فاجعه است. شیشه بر خلاف کوکایین تاثیر سمی بر روی سلول های مغزی - عصبی میگذارد و سطح دوپامین و سروتونین ناقل های عصبی مغز ( نرو ترانسمیترها ) را به شدت کاهش داده که در تنظیم مهارت های حرکتی از جمله کنترل رفتار، خشم و کمبود توجه و عاطفه به مشکل خواهد خورد. به گزارش وزارت بهداشت، درمان و خدمات انسانی آمریکا، که کودکان با رسیدن به سن هفت سالگی به سطح بالاتری از خشم، رفتار پرخاشگرانه، مشکلات بیشتر در هماهنگی با محیط، ارتباط برقرار کردن با همسالان و ناکامی در تحصیل خواهند رسید.

برگردان فارسی از وبسایت www.escapemeth.com


 جمعیت احیای انسانی  کنگره 60

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 10:29 PM  توسط کامران  | 

کاروان مرگ...

کاروان مرگ...







کاروان مرگ...

بروید کنار که کاروان در حال حرکت است و به کسی رحم نخواهد کرد!

در این چند روز خواستم در ارتباط با اتفاقی که برای آقای مهندس حسین دژاکام افتاده مطلبی بنویسم بیم آن داشتم که خدائی نکرده عزیزی بر خود بگیرد، عاقبت طاقت نیاوردم و ناگزیر حرف دلم را برای شما عزیزان می نویسم...

ابتدا با طرح چند سئوال شروع می کنم.

1- اگر این تعرضی که به آقای مهندس دژاکام شد به یکی از مسئولین امر مبارزه با مواد مخدر می شد آیا به همین سادگی از کنار این مسئله مهم کسی می گذشت؟

2- اگر بر فرض بعد از صادر شدن حکم قانونی دادگاه برای یک فروشنده شیشه، به قاضی پرونده تعرضی میشد آیا باز هم خبری منتشر نمی شد؟

3- اگر در خیابان یا مغازه و یا در پارک یک فرد شیشه ای به یکی از اعضای خانواده عزیزانی که در کشورمان مسئولیتی دارند حمله می کرد ، آن حمله بازتاب خبری پیدا نمی کرد؟

4-اگر تعدادی از این افراد مصرف کننده شیشه که اصلا قابل کنترل نیستند در خیابان نظم عمومی را بهم می ریختند و موجبات بی امنی را فراهم میکردند باز هم به راحتی از کنار این مسئله می گذشتند؟

آیا باز هم نیاز به طرح سئوالات بیشتری است ...؟!

من نزدیک به 3 سال است که در رسانه ملی مجری برنامه ای هستم که درباره اعتیاد مسائلی را مطرح کرده که تا به امروز باعث گشایشهایی کارساز در زمینه درمان و پیشگری در سطح کلی بوده است، اما  به تازگی شنیده ام دوستانی در سطوح بالای تصمیم گیری می گویند کشور ما نیازی به برنامه ای در باره درمان اعتیاد ندارد و ما نیاز به برنامه های کلان در زمینه پیشگیری هستیم !

قبول، اما آیا بزرگترین پیشگیری این نیست که ما بتوانیم کسانی را که به وضوح  باعث تهدید امنیت جانی مردم و یا حتی در آینده ای نه چندان دور امنیت ملی کشورمان می شوند را به سمت درمان بکشانیم؟ به قول آقای مهندس دژاکام هر فردی که مواد مخدر مصرف می کند یک معلم اعتیاد است و درمان هر کدام از این مصرف کنندگان مواد مخدر بزرگترین پیشگیری است.

آیا واقعا زمان آن نرسیده که به طور کاملا جدی تمام فعالان دولتی و غیر دولتی به فکر دفع این خطر جدی باشد و جلوی این کاروان مرگ را که به هیچ کسی رحم نخواهد کرد را بگیرند؟

این کاروان چند سالی است که به طور کاملا مخفی و چراغ خاموش در حال حرکت و نابود کردن تمام  زیر بنای این مملکت و ارزشهای همه ماست،بخشی از نسل جوان ما به شدت در معرض نابودی و خسران است،کارشناسان کارآزموده و کاربلد بسیارند و منتظر لبیکی هستند تا وارد عرصه کارزار شوند، آیا نباید کاری انجام داد؟

باز بگویم..؟ حرف بسیار است و مجال اندک . امیدوارم که هیچ کس زیر چرخهای این کاروان خرد نشود.

چو پرده دار به شمشیر میزند همه را

کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

با احترام- عباس امیر معافی

وبلاگ شروع خوب

 جمعیت احیای انسانی  کنگره 60

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 9:32 PM  توسط کامران  | 

حضور مهندس دژاکام در دفتر مرکزی کنگره 60

حضور مهندس دژاکام در دفتر مرکزی کنگره 60

 

 

 





"خبر تکمیلی"

به اطلاع عزیزان میرسانیم آقای مهندس دژاکام بحمدلله از سلامتی کامل برخوردار بوده و روز سه شنبه 18/11/1390ساعت 14 از بیمارستان مرخص شده اند.
مهندس دژاکام دبیر کل کنگره 60 امروز چهارشنبه و در حالیکه دوران نقاهت پس از بیماری را سپری مینمایند، در دفتر مرکزی کنگره 60 حاضر شده و شخصا فرم رهایی افراد را امضاء نمودند. حال عمومی ایشان بسیار خوب است و با روحیه ای عالی موجب دلگرمی و شعف تمام اعضا حاضر شدند. 

لازم به ذکر است مطالبی که شما بزرگواران در بخش نظرات خبر مربوط به بستری شدن ایشان در صفحه اصلی سایت ، به جهت احوال پرسی و عیادت درفضای مجازی درج نموده اید، به رویت ایشان رسید و از این بابت از همه شما عزیزان تشکر نمودند.

 

 


 جمعیت احیای انسانی  کنگره 60

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 10:41 PM  توسط کامران  | 

منهدس دژاکام (دبیر کل جمعیت احیاء انسانی کنگره60) در بیمارستان بستری شد

مهندس دژاکام به علت تعرض یک فرد مصرف کننده شیشه در بیمارستان بستری گردید







روز یکشنبه مورخۀ 9/11/1390 آقای مهندس دژاکام دبیر کل کنگرۀ 60 در هنگام برگزاری کارگاه آموزشی ویژۀ خانم های مسافر(بیماران تحت درمان) با تعرض یک فرد مصرف کنندۀ شیشه که در وضعیت بسیار نامتعادل روحی و جسمی قرار داشت روبرو شدند،که این شخص علیرغم تاکید های مکرر که در جلسه ویژه خانمهای مسافر، آقایان حق ورود ندارند و جلسه بسته و امن میباشد، بدون توجه و با اصرار تقاضای گفتگو حضوری با شخص مهندس دژاکام را داشته و متأسفانه ایشان دراین اثنا دچار حملۀ قلبی شده که منجر به انفارکتوس قلبی گردید.

پس از تماسهای مکرر با کلانتری منطقه متاسفانه مامورین انتظامی با یک ساعت تاخیر! در محل حاضر شده و فرد مزاحم توسط پلیس 110 به کلانتری منتقل شد، البته پس از چند ساعت به درخواست آقای مهندس دژاکام آزاد می گردد.

قابل ذکر است اتفاقاتی به مراتب شدیدتر توسط دیگر اشخاص مصرف کننده شیشه در طول هفته های اخیر در محل کار ایشان به وقوع پیوسته بود و ایشان همواره به علت برقراری نظم و  آرامش اعضا از رسانه ای کردن و انعکاس این اتفاقات جلوگیری مینمودند. به عنوان نمونه اخیرا فردی دیگر با سلاح سرد! به دفتر مرکزی مراجعه نموده و قصد آسیب جدی به ایشان داشته که با درایت به موقع برطرف میگردد.

مهندس دژاکام پس از این حادثه  به بیمارستان منتقل می گردد و تحت مراقبت های ویژه پزشکی قرار می گیرند. تا لحظۀ تنظیم این گزارش ، ایشان در بخش مراقبت های ویژه (ccu) بستری می باشند و خوشبختانه حال عمومی ایشان رضایت بخش است اما به علت انسداد یکی از عروق اصلی ، اقدامات درمانی کماکان ادامه دارد.

با توجه به رخداد اخیر و آمار جرم و جنایات متعدد که هرروز در جامعه بیشتر و بیشتر می شود چه کسی باید کاری انجام دهد؟

آیا وقت آن نرسیده است که مسئولین زیربط اقدامی شایسته و بایسته انجام دهند؟ آیا پدری که با بی رحمی تمام و با دست خود دختر خردسالش را به مسلخ می برد به دیگران ترحم می کند؟

قریب 5 سال قبل آقای حسین دژاکام هشدار داده اند که سونامی شیشه در راه است، وقتی یکی از صاحبنظران حوزۀ درمان اعتیاد و مسئول یک نهاد مردمی که با مراجعان بیشمار روزانۀ مصرف کننده های انواع مخدرها سروکار دارند و قصد کمک رسانی به آنان را  دارند اینچنین مورد آسیب واقع می شوند، آیا پزشکان، قضات و عوامل نیروی انتظامی، افراد عادی و نوامیس مردم مورد حملۀ احتمالی قرار نمی گیرند؟

آقای حسین دژاکام در گفتگو با خبرگزاری ها توضیح مبسوط داده اند اما براستی چه اقدام مؤثری تاکنون صورت گرفته است؟ یکبار دیگر به موضوع شیشه ماده ای مخرب است نه مخدر توجه داشته باشیم تا شاید گوشزدی و یا تلنگری باشد برای تأمین جان فرزندان ما و برای دختران و پسران جوانی که گرفتار این مادۀ شیطانی گردیده و اختیار از کف میدهند.

با عنایت به موضوع مقالۀ متولیان در حوزۀ مواد مخدر با تأخیر حرکت می کنند، باید باور کنیم و هرکاری از دستمان بر می آید کوتاهی نکنیم که سونامی شیشه از راه رسیده و همۀ در خطرند.
شاید فرصتی باقی نمانده و خیلی زود دیر شده است...


منبع : وب سایت کنگره

جمعیت احیای انسانی  کنگره 60

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 4:59 PM  توسط کامران  |